![]() |
![]() |
|
| UNCOVER REALITY |
|
اگر شما از جمله کسانی باشید که علاوه بر این وبلاگ , وبلاگ دیگر من یعنی the VIRUS OF life
را بازدید میکنید متئجه تاخیر تقریبا طولانی من شده اید . اگر مایل به خواندن توضیحاتی بیشتر در این رابطه هستید میتوانید بر روی اینجا کلیک کنید .
راستش در این مدت سعی کردم به کل با زندگی قبلی خود که شامل تمامی عقاید , وبلاگ ها و ... خداحافظی کرده و زندگی جدیدی را آغاز کنم ... فکر میکردم این تنها راه فرار از نابودی است. حس میکردم دارم دیوانه میشوم . در این مدت سعی کردم فردی نو باشم سعی کردم به مسائل واقعی دور و اطرافم اهمیتی ندم ... به اتفاقات ... به ناراحتی ها ... به خودکشی ها و ... سعی کردم دوستانی جدید پیدا کنم . شخصیت قبلی خود را گم کرده بودم ... دیگر Reaper ی وجود نداشت . اما پس از مدتی حس کردم دارم به سر حد جنون می رسم ... حس میکردم به این زندگی بی تفاوت و بی خیال تعلق ندارم ... نمیتوان نسبت به مسائل واقعی دور و اطرافم بی خیال باشم ... تمام اوقات از خودم می پرسیدم : آیا این همان زندگی است که می خواستم ؟ آیا این همان چیزی است که می خواستم ؟ حالا می فهمم که خیلی ها چقدر احمقند ... حالا بهتر می فهمم . به هر حال فقط به یک چیزی یشتر ایمان آوردم و این آنیست که من انسانی نیستم که بتوانم خود را به بی خیالی زده و سرم را زیر زمین کرده و فقط زندگی خود را کنم. حس هایی که در این مدت بیشتر توانستم احساسشان کنم این ها بودند که تمامیشان جز بدبختی سودی نداشتند : عشق,بی خیالی مطلق , مشنگی , عادی بودن , ضعیف و بی خاصیت ...
تا به حال با خود فکر کرده اید که آیا کسانی که خود کشی میکنند واقعا مفهوم زندگی را شناخته و یا آنها که با بی خیالی و بدون هیچ فکر و ذکری زندگی میکنند و خود را به مشنگی زده اند ؟
جانتان برایتان خیلی عزیز ؟ طبیعتا همه اینطوری هستند ... اما فکر میکنید افرادی که دست به خود کشی میزنند جانشان را دوست نداشته اند ؟ فکر میکنید چه چیزی باعث میشه که این افراد سعی کنند به هر نحوی این جان عزیزشان را از بین ببرند ؟ فکر نمیکنید که دلیل عمده اش ما انسانها ایم ؟ این همیشه ما هستیم که با دیگران رفتارهایی میکنیم که باعث میشود از جانشان سیر شوند... خیلی از پدر و مادرا مقصرند ... که با عمل های احمقانه شان باعث چنین بازتابی از فرزند خود میشوند . لعنت بر ما ! لعنت بر ما که این چنین میکنیم با هم نوع های خود... کاری که حیوانات با هم نوع های خود نمیکنند !
Girl Commits Suicide By Jumping Under Train In israel 2006 مانند همیشه رسیدن به پوچی = درک مفهوم واقعی زندگی سپس <<< خودکشی >>>
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 21:38 توسط Reaper |
|
|
به امید آینده ای بهتر مثل همیشه ادامه خواهم داد چون هدفم را فراموش نکرده
و به یاد دارم که چرا اینجام و این مزخرفات را تقدیم شما میکنم(بعضی ها این ها را مزخرفات مینامند).
Father Takes Son With Him In Jump Under Train Colombia, 2005/04/02 در مورد این یکی چندان توضیحی نمیتوان داد و فقط می توان سکوت کرد درکش را بر عهده خودتان میگذارم . فقط مقداری دقت کنید چون کلیپ از دوربین نصب شده در داخل مترو برداشته شده و کیفیت چندان خوبی ندارد . پدری که با کودکش زیر قطار می پرد ! برای دریافت کلیپ اینجا کلیک کنید. (حجم : فقط 696 Kb) باور کردنی نیست نه ؟ می بینید در کجا زندگی میکنیم و خبر نداریم ؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 1:17 توسط Reaper |
|
|
از تاخیری که در ارائه مطالب پیش آمد متاسفم
نمیدانم آیا مطب قبلی چندان جذاب بود که منتظر بدبخت های بعدی باشید یا خیر به هر حال این دو یکی از خبرهایی هستند که خیلی مرا تحت تاثیر قرار داد فقط تمام مدت از خود میپرسیدم : چرا ؟ شما نیز بپرسید شاید به جواب رسیدید جوابی که از پیش معلوم است.
January 17, 2006 Young Girl Commits Suicide
دروداس, برزیل دختر ۱۶ ساله مصمم به خودکشی شده و با شلیک گلوله ای در سر خود خودکشی کرد. دقیقه ای بعد از این اقدام دختر جوان دارای علایم حیاتی بوده است و به سرعت به بیمارستان محلی رسانده شده و تحت مراقبت گرفته است. در حال حاضر برای این اقدام او دلیلی روشن نشده است , او کلت Bretta 9m m را بر سر خود گذاشته و شلیک کرده ... گلوله پس از وارد شدن از قسمت راست جمجمه از قسمت چپ عقبی سرش خارج شده است ... اسلحه مورد استفاده قرار شده یکی از کلت های نظامی برزیل بوده و پلیس تحقیقات در حال پیشرفتی برای شناسایی مالک اسلحه براه انداخته که هنوز به نتیجه ای نرسیده است .
March 30, 2006 Woman Jumps from Building in Suicide Attempt
زنی ساکن شهر Edirne ترکیه با پریدن از بالای ساختمانی تلاش به خودکشی کرد داستان از این قرار بوده که او پس از طلاق گرفتن از همسرش دچار افسردگی شدید شده و قبل پریدن از بالای ساختمان به افراد تماشاگر گفته بود که هنوز همسرش را دوست دارد و بی او نمیتواند زندگی کند پس از پرش مامورین نجات او را با تشکی از برخورد با زمین حفظ می کنند که چندان موثر نبوده و او به شدت صدمه میبیند که به ظلم مامورین زنده مانده و به بیمارستان برای درمان فرستاده شد. برای دریافت Clip اینجا کلیک کنید.
THE END
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 16:52 توسط Reaper |
|
|
شاید برای خیلی ها قابل درک نباشد که چرا دست به احداث چنین وبلاگی زده ام
شاید این وبلاگ کفر خیلی ها را در بیاورد اما تصمیمم را گرفته ام ... و از نوشتن هر گونه مطلب برای آگاه کردن مردم , برای اینکه به خیلی ها باید نشان داد که در این دنیای خنده دار و جالبشان چه میگذرد ... حراسی ندارم ... زندگی زیباست نه ؟ فکر میکنید زندگی خیلی ارزشمند و زیباست اینطور نیست ؟ تا به حال از خود سوال کرده اید که چرا با وجود این همه زیبایی (البته به قول شما) خیلی ها دست به هر کاری میزنند تا از شر آن راحت شوند ؟ فکر میکنید آن ها مریض هستند یا شما ؟ فکر میکنید آنها بیشتر به واقعیت زندگی پی برده اند یا شما ؟ تا به حال چند بار خبر خودکشی کسی را شنیده اید ؟ تا به حال شاهد جان دادن چند نفر بوده اید که با دست خودشان زندگی شان را نابود کرده اند ؟ فکر میکنید اگر هم خود کشی شان موفق نبوده پس از به دست آوردن بهبودی دوباره چه فکری میکنند ؟ فکر میکنید آیا دوباره دست به چنین کاری نمی زنند ؟ واقعا فکر میکنید چرا ؟ خیلی ها وقتی کلمه ی خودکشی به گوششان میخورد دست و پایشان می لرزد... خیلی ها جرات ندارد حتی به آن فکر کنند و حاضرند ۲۰ سال ۳۰ سال ۶۰ سال نه ۱۰۰ سال به خاطر ترسشان ادامه دهند ... بخوابند, برن سر کار, بخورند, بخوابند و دوباره روزی دیگر ... روزها پشت سر هم می آیند ... تا به حال به این فکر کرده اید که پس از مرگ چه خواهد شد ؟ جوابش واضح است جوابی که همه ی پدر و مادر حتی بدون اینکه خودشان واقعا از آن مطمئن باشند به فرزندانشان آموخته اند ... اما آیا این را نیز در نظر داشته اید که شاید تمامی اینها : خدا ,جهان, آخرت, بهشت, جهنم ساختگی باشند ؟ تا به حال به این فکر کرده اید که تمامی اینها پاسخی در برابر سوا های ماست ؟ پاسخهایی که ما علاقه به شنیدنشان داریم ؟ پاسخهایی که بدون آنها امید خودمان را از دست می دهیم ؟ من نمی خواهم به اعتقادات کسی توهیین کرده باشم فقط و فقط از شما میخواهم برای یک دفعه هم شده چشمانتان را بر روی این مسائل باز کنید و دیدی باز تر به آنها بیاندیشید ... ببینید که چه روابط کاملا واضحی با یک دیگر دارند ... ببینید که بعضی از آنها چقدر خنده دار هستند اما چون از بچگی برای مان تبدیل به یک ارزش شده آنها را باور داریم ... آری اینست زندگی ... وقتی که به چشمهای افراد خود کشی کرده در عکس ها می نگرم حس خاصی بهم دست میدهد ... حسی از ترس ... اندوه ... نا امیدی ... دوست دارم در مقدرای از این احساس با شما شریک باشم تا حداقل بدانیم که در دور و اطرافمان چه میگذرد ... و زیادی خوشی زیر دلمان نزند. فعلا نگاهی به سال گذشته داشته باشیم تا ببینیم این سال برای بعضی ها چگونه گذشت
March 05, 2005 جوان ۲۰ ساله ای در ایلات متحده برای رهایی از زندگی, با اسلحه ای به صورت خود شلیک کرد ... پس از وقوع حادثه اوژانس به سرعت در آنجا حاضر شد ... و امداد گران سعی کردند تا او را به وسیله ی لوله ی اکسیژنی که به مجرای تنفسی اش وسل شده بود زنده نگه دارند او پس از چند دقیقه مرد.
منتظر عکس ها و جریانات بعدی باشید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 16:51 توسط Reaper |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اینست زندگی ما: تیره و تار
اینست دنیای ما: وحشتناک اینند دوستان ما : خیانتکار اینست حرف های من : ناامید کننده ! |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1385 فروردین 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
مقدمه حوادث خودکشی |
| پیوندها |
|
آشیانه Rotten آرین متال TEEN HEALTH the VIRUS OF life |
|
RSS
|